آنقدر درد کشیده ام که زیر سیگاری های جهان پرند.......
من جهان بینیم سگیست عزیز
عادتم عطر پیرهن هایت
من سگ خانگیت هستم مرد
عاشق آن کتک زدن هایت
من جهان بینیم سگیست عزیز
چند سال است سگ شدم با تو!
من تنها بدون تو مرگم
دم تکان میدهم که تنها تو-
-صاحب روزهای مانده ی من
زیر این سقف زندگیم شدی
وارد این جهان بی سرو ته
وارد قصۀ سگیم شدی
فکر کردم که عشق یعنی مرد
با جهانی که شعر میسازد
شمعدانی دو شانۀ سبزت
باغبانی که شعر میسازد
اتفاقی به من رسیدی و بعد
چند سال است بی تو میمیرم
من تو را عاشقانه میخواهم
نه محال است... بی تو میمیرم
فکر کن تو نمیشود با من
ولی از روی درد با من باش
آه ای مرد آرزوهایم
مرد! هر چند سرد! با من باش
درک کردم که خسته ای وقتی
سیلیت روی صورتم غم شد
بوسه ات محکم است عشقم که...
زندگیمان خود جهنم شد
درک کردم به خستگیت و فقط
رنگ آرایشم عوض میشد
روی کاناپه خواب میرفتم
نوع آرامشم عوض میشد
مشت اول برای عشق که من
چشم های تو استکانم شد
مشت دوم برای زن شدنم
مثل انگور در دهانم شد
عادتم روی تخت میپاشد
در سکوتی که عشق زنجیر است
من جهان بینیم سگیست ولی
عشق من پای هردومان گیر است
من جهان بینیم سگیست عزیز
عادتم عطر پیرهن هایت
من سگ خانگیت هستم مرد
عاشق آن کتک زدن هایت.......