یک چند به کودکی به استاد شدیم....
بله دوستان جناب خیام می فرمایند:
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم
و یا اینکه
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
و در آخر
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک نیز به کاری بوده است
هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بوده است
و دوباره آب و جارو رو برداشتیم و افتادیم به جون این صفحه
+ نوشته شده در ساعت توسط
|